تبليغاتX
ایران-روشنایی
دین خصم آشتی ناپذیر آزادی

 

 

سردار رادان:

 

مصادیق

  

بدحجابی

 

 

 

بر هر ایرانی لازم و واجب است که بداند، که چگونه دست یافته است، در چنین مدت کوتاهی،  باینهمه جلال و شکوه، احترام و،  عزت و قدرت که شکر گزار باشد و بداند قدر عافیت. یکهزار و چهارصد سال از ظهور اسلام میگذرد. اما تا بامروز چهره، ماهیت وواقعیت اسلام را آنگونه که دینداران حرفه ای  بجهانیان شناخته اند، هرگز شناخته نشده بود. هم اکنون دنیا باین درک رسیده  است که باسلام نیازمندند. اسلام پاسخگوی نابسامنیهای اجتماعی و اخلاقی است. اسلام نه تنها خمینی را خلق کرده است رهبران بی نظیری همجون آقای خامنه ای و یا آحمدی نژاد باین دنیا  عرضه کرده است. بویژه  از زمان ظهور حضرت قائم احمدی نژاد، ایران در چنان راهی گام نهاده  که تمدن غرب و شرق را در هم نوردیده است، در علم و تکنولوژی استاندارد های نوینی خلق کرده است. بفن آوری انرژی هسته ای دست یافته و چرخه سوخت اورانیوم را تحت رهبری اندیشمندانه رئیس جمهور کامل ساخته است. این را فقط میتوان یک معجزه الهی نامید.

 

 در زمینه اخلاق، تقوا و پرهیزکاری تقریبا نمونه کامل جامعه ی انسانی ست، جامعه دینداران اسلامی. وحدت و یگانگی ملت بی سابقه است در تاریخ بشری. خدا و دولت و مردم به یک واحد تبدیل شده اند. ایران تنها کشوریست که در مسیر پیامبران رهسپار است. نیکی و مهربانی، خیر و خوبی همه جا را فراگرفته است. دیگر نه شر مانده است و نه شرارت، نه  سرقت و جنایت. همه هرچه هست، تسلیم است و اطاعت، فرماندهی است و فرمانبرداری.  طبق پژوهشهای علمی که برهبری سردار رادان در نیروهای انتظامی صورت گرفته است 90% مردم خود راسخت پابند ارزشهای اسلامی میدانند. تنها 10 در صد از جمعیت است که "هنجار شکنند" و برخلاف ارزشهای جامعه حرکت کنند و سرپیچی  و گستاخی. آیا این خود یک موفقیت استثنائی و بسیار خیره کننده نیست؟ این موفقیت را باید مدیون تدابیر الهی دیندارن حرفه ای دانست که از بکارگیری قهر و قدرت  در اخلاقی ساختن جامعه هرگز بخود شک و تردید راه نداده است. چون راه انبیا که دلبخواهی نیست ویا یک گزینش فردی. همه بدون استثنا باید پیشرفت نموده سعادتمند شوند. اینست که حکومت اسلامی یکبار دیگر هوشیارانه بعمل پرداخت. نیروهای انتظامی خودر را مسلح بآخرین تحقیقات علمی، بسیج نمود که با آن 10 در صد ناهنجاریهای اخلاقی، قاطعانه  بمبارزه پرداخته آنرا برای همیشه از میان بردارد.

 

بنا بر گزارش اعتماد ملی،  سردار رئیس پلیس تهران دریک نشست مطبوعاتی این ده درصد را که مبتلا هستند بمرض "هنجار شکنی "،   " بدحجابان"  شناسایی نموده است.  که با توکل به خدا و طرح "عفاف"، بزودی از میان برداشته میشود.  جناب سردار رادان مصدایق "بدحجابی" را  طبق پژوهشهای علمی  چنین تعریف میکند:

 

"پوشیدن شلوارهای کوتاه، استفاده از شال های کوچک که مو را  نمی پوشاند و در اصطلاح به آنها "نوار" گفته میشود، استفاده از مانتوهای کوتاه و تنگ و لباس های کوتاه و بدن نما است."

 

بعضی ممکن است از سخنان سردار پلیس برداشت درستی نداشته باشند. فکر کنند که این ده درصد با شلوارهای کوتاه که میتواند تا بیخ ران هم برود و رانها را نمایان سازد، همانگونه که زنان در کشورهای غربی میپوشند، در کوچه و خیابان ظاهر شده اند. اگر چنین بود قیامت بر پا میشد و امام، دیگر در انتظار نمی ماند. جناب سردار منظورشان آن است که شلورا نباید آنقدر کوتاه باشد که قوزک پای زن را نمایان سازد. پس نمایان بودن  قوزک پا، یا بخشی از موی سر و آن پوشاکی که سبب آشکار سازی برجستگیهای جسم زن گردد، از مصادیق "بد حجابی" اند. درشرایط کنونی تنها چیزیکه حکومت اسلامی را مورد خطر و تهدید قرار دارده است، این  پدیده "بدحجابی" ست، که باید آنرا ریشه کن ساخت. چرا که "بدحجابی" سبب تجاوز بحریم مردان شود. چرا که  نظری به قوزک پای زن و یا موی سر و یا برآمدگی وجودش، افسار عقل و خرد مردان مسلمان را از هم بگسلد و حواس حیوانی و لذب جو را در آنها زنده سازد.  مرد مسلمان را پاک مست و مدهوش کند.  سبب شود که او دامن اختیار از دست بدهد و باعمال گناه آمیز دست بزند. چرا که مردان دیندار، مردانی هستند، پراز عوطف واحساس. در اثر تحریکات بسرعت واکنش نشان میدهند. انیستکه زن پاکدامن و با عفت باید خود را  همیشه از چشم مرد دیندار پنهان دارد. چون او را سخت پریشان کند، موجب شود که  از راه انبیا انصراف دهد و راه میکده و میخانه در پیش گیرد.

 

 جناب سردار دوست دارد مردم را رهسپار بهشت کند. چه فایده از قهر و قدرت  که نتوانی آنرا در راه نیکی و خوبی بکارگیری. این یکی از اصول اخلاق دینداری ست که هدف توجیه کننده ابزار شود، حتی اگر قهر و خشونت، تنبیه و مجازات، ذبح و سنگسار.

 

اما چه جای نگرانی ست. در این مورد هم پژوهش های علمی بامداد نیروهای انتظامی آمده است.. وی در تشریح یافته های این پژوهشها، اظهار داشت که  "بدحجابان" از چند گروه مختلف تشلیل شده و دارای و یژگیهای خاص خود میباشند. اعتماد ملی گزارش میدهد که:

 

وی افزود: پلیس در همین رابطه روی موضوع پوشش، بررسی های علمی در دانشگاه های ناجا و تهران افراد بدحجاب  که کمتر از 10 درصد مردم جامعه در بخش زنان هستند به چند گروه تقسیم می شوند: گروه اول، افرادی هستند که فاقد هویت بوده و به دنبال هویت گمشده خود میگردند. گروه دوم بیماران روانی هستند که دارای اختلال شخصیتی بوده و می خواهند یک شخصیت نمایشگرانه داشته باشند که نمونه های آن را، هم در پسران و هم در دختران شاهد هستیم. گروه سوم را نیز افرادی تشکیل می دهند که دارای اختلال و انحراف اخلاقی هستند و تعدادشان  بسیار اندک است و در پایان گروهی هیجان مدار که مد گرا هستند و تعریفی از مد ندارند، این افراد حس می کنند می توانند هیجان خود را با توجه به نوع پوشش تخلیه کنند. و در ادامه یاد آور شد: وی تاکید کرد: یکی دیگر از یافته های این نظر سنجی علمی این بود که افراد  بد حجاب به این دلیل این نوع پوشش را انتخاب می کنند که حس می کنند در غیر این صورت از جامعه و دوستانشان عقب می افتند.

 اعتماد ملی،دوشنبه 20 فروردین  1386)

 

دریغ اگر این یافته های علمی در اختیار جامعه شناسان و روانشنان و متخصصین آسیب های اجتماعی قرار نگیرد تا آنها نیز بتوانند  راه  پیشرفت و سعادت را بیاموزند."بی هویتی"، " بیماری روانی" " اختلالات شخصیتی" ، "انحرافات اخلاقی" و "مدگرائی"( بعنوان یک بیماری روانی)، همه ریشه در "بدحجابی" دارند.

 بدحجابی که مصادیق آنها مذکور آمد بی تردید از بزرگترین ضایعات جوامع بشریست. که ایران اسلامی علتها و عوامل آنرا شناسایی نموده و بر اساس آن برنامه "عفاف" را طرح ریزی کرده است. چرا که در جامعه دیندار هویت که یک چیز اختیاری نیست. هستی و دانی که کیستی و چیستی مشروط است بر آنکه ظاهر شوی بر اساس بخشنامه ها و اوامر دادگستری و نیروهای انتظامی. اگر بیمار و منحرف نباشی، مرتکب بدحجابی نشوی. آنچه جامعه دینداران را مبدل ساخته است بیک جامعه نمونه و استثنائی، اینستکه در آن  نباید وجود داشته باشد یک بیمار روانی با اختلاالات شخصیتی و یا اخلاقی و انحرافی. بدحجابی باید که ریشه کن گردد تا احساسات و عواطف آتشین خفته مانند تا  نکشانند بویرانی بینان اخلاق و دین و دینداری. چگونه میتوان در این جامعه دارای هستی  باشی و بخود افتخار نکنی. اینست حرف روشنایی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:17  توسط م.ن. معرفت  |