|
دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
|
|
|
|
||||
|
زبان پیامبرانه
زبان آقای رئیس جمهور دینداران را انتظار میرود که فریبکار نباشند و از دروغزنی و ریاکاری بپرهیزند. در بلاگ قبلی گفتیم که اگرسخنان آقای رئیس جمهور را که در روز چهارشنبه آخر سال در یزد در جمع خانواده های شهیدان، ایراد کرده است با دقت بیشتری مورد مطالعه قرار دهیم، دریابیم که وی حقایقی را در زیر الفاظ فریبنده پنهان نموده است و از افشای آنها خود داری میکند. بنابراین، مهم نیست که آقای احمدی نژاد چه میگوید، بلکه مهم آنست که چه نگوید و چه چیزی را ناگفته میگذارد. آنچه در زیر میآید در ادامه مطالعه سخنرانی مذکور است. سایت امروز نقل میکند که: محمود احمدينژادبا بيان اين كه اگر ما ميخواهيم اقتصاد خوبي داشته باشيم، بايد دستورات الهي را در اقتصاد جاري كنيم و اگر ميخواهيم شهروند خوبي باشيم، بايد روابط اجتماعي سالم و سازنده را با توجه به دستورات الهي در جامعه حاكم كنيم، گفت: تنها راه نجات بشريت، حاكميت دين و احكام الهي است و در جامعهاي كه انديشه ديني وجود داشته باشد، آن جامعه به پيشرفت و تعالي ميرسد. این سخنان در عین سادگی و روشنی پراز ابهام گیجی آوراست. آیا آقای رئیس جمهورمنظورشان این است که بعداز سه دهه حکومت وسلطه دینداران حرفه ای برهبری ولایت فقیه هنوز دستورات الهی بر اقتصاد و روابط اجتماعی جاری نیست ؟ آیا منظور اینست که نظام ولایت فقیه یک نظام الهی نیست با توجه به آنکه یک ده از سه دهه ایکه از عمر حکومت اسلامی میگذرد، خود حضرت امام خمینی حاکم مطلق بوده است، آنکه حرفش قانون بود و نهائی و الهی؟ چگونه میتوان باور داشت که جامعه ی تحت رهبری دینداران حرفه ای یک جامعه الهی نباشد؟ مگر مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، امیال و اراده الهی را همچنانکه در کتاب قرآن آمده است در امر قانونگذاری نادیده گرفته اند؟ مگر حجاب در سراسر کشور اجباری نیست؟ مگر بدحجابی جرم نیست و تنبیه و مجازات ندارد؟ مگر خدای نا کرده زنان حجاب برگرفته به خیابانها ریخته اند؟ مگر جدائی زن از مرد اجباری نیست؟ مگر استعمال الکل حد شرعی ندارد؟ مگر دادگاههای کشور بوسیله فقها و دینداران حرفه ای اداره نمیشوند؟ مگر قید بسم اله رحمان رحیم در کلیه مکاتبات، ارتباطات و گفتار رسمی اجباری نیست؟ مگر دعا و نیایش، پند و اندرز، مدح و ثنای پیامبر اسلام و امامان بیست و چهار ساعته در رادیو و تلویزیون حاکم نیست؟ مگر شنیدن اذان در صبح سحرگاهی، ظهر و مغرب و اعشا اجباری نیست؟ مگر گلدسته های مساجد سر بآسمان نکشیده اند؟ مگر فقها و طلاب حوزه ها از آموزش "اجتهاد" و علم "کافی" انصراف داده اند و بدنیا پرستان پیوسته اند؟ مگر هشت سال این کشور اسلامی درجنگ با کفر و باطل صدها هزار شهید نداده است؟ پس چیست که سبب شده است که آقای رئیس جمهور بگویند که "اگر بخواهیم اقتصاد خوبی داشته باشیم و شهروند خوبی باشیم باید پناه بدستورات الهی بریم؟ آیا آقای رئیس جمهور این واقعیات را نمی بیند؟ شاید ایشان یک تصور و برداشت دیگری از جامعه و اقتصاد الهی دارند که آنرا البته ناگفته گذارده اند و از بیان مشخصات و یژهگیهای آن امتناع دارد. در ادامه همین عبارت رئیس جمهور میافزاید که " در جامعهاي كه انديشه ديني وجود داشته باشد، آن جامعه به پيشرفت و تعالي ميرسد." واضح است که بنا براین روایت، اندیشه دینی بر جامعه ما حاکم نیست این است که هنوز عقب مانده هستیم و بقهقرا رفته ایم و به پیشرفت و تعالی دست نیافته ایم. بنظر میرسد چشمهای ریز آقای رئیس جمهور دچار کم سوئی است نه شرایط کنونی را میبیند و نه شرایط تاریخی و فرهنگی. او از اندیشه دینی چنان سخن راند که گوئی پدیده نو ظهوری است در روابط اجتماعی و تاریخی. فراموش کرده است که بیش از یکهزار و چهارصد سال است که اندیشه دینی برفرهنگ وسنت جوامع اسلامی حاکم بوده است و تاریخ با دستآوردهای دین بویژه دین اسلام آشنائی کامل دارد. بیش از یک هزار و چهارصد سال است که جامعه ما آداب نجاسات و طهارت را در زندگی روز مره مراعات، ماه رمضان بخود گرسنگی داده و در روزهای عاشورا در عزا و سوکواری امام حسین از خود شهید زنده میسازد. اگر فقه و علم "کافی،" اگر قرنها اجتهاد و طلبه گری و نشر آثار بیشمار مذهبی در نظر آقای رئیس جمهور نشانی بر اندیشه دینی نیست، بهتر است روشن سازد در چه شرایطی است که باید انتظار داشته باشیم که اندیشه دینی بوجود آید؟ آنچه آقای رئیس جمهور ناگفته میگذارد اینست که اندیشه ای که حقیقت و غایت را یافته ، رمز و رموز طبیعت و زندگی را کشف کرده و دستور و احکامش در گذشته منجمد و خشک گردیده است، دارای چه نوع پویائی ست و محتوی چه اکسیری است که سرانجام بشر را بسرحد سعادت وتعالی میرساند؟ همچنانکه مشاهده میشود، آقای رئیس جمهور ناگفته بسیار بجای گذارد. اما چرا؟ چون آنچه ناگفته میماند ذاتا نفی است و مقاومت، درشتی و گستاخی در برابر قدرت، که باید ضرورتا پنهان بماند. بنابراین بمنظور آنکه رقیبان قدرت را خلع سلاح سازد و ملت را برای جنگ ودر گیری بعنوان هزینه نهائی رسیدن بسعادت و تعالی و دست یابی به فن آوری انرژی هسته ای تحت اندیشه الهی آماده سازد،آقای احمدی نژاد، زبان پیامبری بکار میگیرد، که زبانیست دارای باطن و مکنونات بسیار، باظاهری فریبنده و تسلیم ساز. بعبارت دیگر وقتی رئیس جمهور میگوید دین تنها راه نجات بشریت است، و دین وسعادت و پیشرفت و تعالی را وحدت میدهد، رقیبان خود و همچنین ملت را بسکوت وامیدارد تسلمیم سازد. و البته زمانیکه قدرت خود را در خطر و معرض تهدید میبیند شعارهای راه انبیا تشدید مییابد. او را باید آگاه بسحر و جادوی تسلیم ساز زبان پیامبرانه دانست.
+
نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 22:51 توسط م.ن. معرفت
|
|
|||||
|
|||||