|
دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
|
|
|
|
||||
|
در حمایت از زنان مبارز ایران و مردانه میاندیشد آنچه حکومت اسلامی را روزی با سرنوشت محتوم خود رو در رو خواهد ساخت، ستیز و خیزش و جنبش زنان است. چرا که آنچه زن میخواهد سازگار نیست با احکام، اوامر و اراده الهی. چرا که خدای اسلامی مرد است و مردانه میاندیشد. قوانینی که صادر کرده است در سوی حفظ و تداوم سلطه مرد است بر زن. خدای اسلام زن را برای خشنودی مرد آفریده است. زن مستقل ازمرد موجودیت ندارد. او را در خدمت مرد گمارده و مالک بر او ساخته است. چون خدا وند زن را همچون گوهری نادر، زیبا و فریبنده ساخته است، بمرد امر نموده است که او را در درون پنهان ساخته و در بیرون نیززیر حجاب مخفی نگاهدارد مبادا که مردان بیگانه را منحرف ساخته و آنان را بسوی ارتکاب گناه سوق دهد. این نگرش الهی که با حرکت جامعه بسوی تجدد، ضعیف گردیده بود با سلطه دین برجامعه، هرچه بیشترتقویت یافته و در قوانین مدنی، جنائی و جزائی انعکاس عملی یافت. سنگسار زنان متهم به زنا که یکی از ناانسانی ترین مجازاتی ست که تا کنون بشر خلق کرده است، قانونی گردید. خون زن نیز چون از جنس خون مرد نیست دارای دیه ایست نصف دیه ی مرد. شهادت دو زن نیز برابر است با شهادت یک مرد. در امور خانوادگی، ازدواج و طلاق، مرد چیره است و ممتاز. لیست البته بسیار طولانی ست. اما همین بس که انقیاد زن ریشه در نگرش الهی و دینداران حرفه ای دراد. ظهور حکومت اسلامی همراه گردید با یک حرکت قهقرائی بلحاظ حق و حقوق بشری. دینداران حرفه ای برهبری فقاهت، اصرار بر آن دارند که نگاه کتاب قرآن بزن یک قانون الهی است، بنا براین مشروع و معتبر است از ازل تا آخرت. برابری زن و مرد را دینداران حرفه ای پندارند که یک اختراع بشری ست . عقل بشر را در برابر عقل خدا ناقص و کوتاه میدانند. اینست که دیندار حرفه ای به گذشته باز میگردد، زمانیکه خدا زنده بود. پیامبرانی گسیل میداشت که مخلوقش را هشدار دهند که آخر و عاقبتی هست و بهشت و جهنمی، مبادا که یاغی شده، تمرد و سرپیچی کنند. دیندار حرفه ای نمیتواند بپذیرد که بشرامروز همان نیست که در 1400 سال پیش از این میزیست، که شرایط و مناسبات و روابط اجتماعی در آنزمان بسیار متفاوت است با آنچه امروز رایج است. تعجبی نتوان کرد که الگوهای خوبی و پاکی، بینائی و دانائی، عدل و انصاف همه وارداتی از گذشته اند. بعنوان مثال الگوی زن ایرانی، حضرت فاطمه بیت پیامبر است که در تقلید و تبعیت از وی زن ایرانی باید کوشا باشد. بعبارت دیگر از زن ایرانی نیز باید انتظار داشت که فرزندانی مافوق بشر مثل حسن و حسین بدنیا آورد. اما زن ایرانی بآن سطح از آگاهی نائل گردیده است که بتواند محدود بودن وجود خویش در برابر یک فرشته الهی، همچون حضرت فاطمه زهرا، بسادگی در یابد. زن ایرانی نمیتواند از کسی تقلید کند که مثل آن شدن هرگز نتوان. شاید اگر زن ایرانی در آنزمان میزیست او نیز در برابر منزلت و جایگاه خوار و پستی که نظام الهی برایش فراهم آورده است، تسلیم شده، اطاعت نموده و دست باعتراض و مقاومت نمیزد. اعتراض و مقاومت زنان در برابر بی عدالتیها و نابرابری یک پدیده اجتماعی ست که تعلق بدوران مدرن دارد نه دوران بدویت بشری. اما بعضا ممکن است که عنوان شود که نتوان نظامی را که در پی دستیابی به فن آوری انرژی هسته ای هست، متحجر و قهقرائی خواند. درست. شکی نیست که حکومت اسلامی در بکار گیری در ابزار و وسایل مدرن که در خدمت زندگی مادی، کسب و تداوم قدرت موثرند، هرگز امتناعی از خود بروز نداده اند. تلویزیون و سینما و تاتر بد بودند حرام در آنزمان که تحت تسلط و کنترل آنها نبود. دیندار حرفه ای از برق و تلفن مبایل، تلویزیون و یخچال استقاده میکند. سوار مرسد بنز هم میشود. با توپ و تانک و موشک و بمب های مخرب وارد میدان جنگ هم میشود.بدین لحاظ نیست که دیندار حرفه ای از تجدد و مدرنیزم میهراسد. بلکه شناسائی خود مختاری، استقلال و آزادی انسان - نهفته در آرمان مدرنیزم- است که دیندار حرفه ای مضر و زیانباربحال بشریت اعلام میکند، از جمله برابری زن با مرد و آزادی آنها بر اساس منشور حقوق بشر. زن ایرانی تاکنون تسلیم اراده نمایندگان ذات الهی و یا دینداران حرفه ای نشده و سرتعظیم و اطاعت در برابرشان فرو نیاورده اند و نخواهند آورد. آزادسازی جامعه بسته بآزادی زن. با آزادی زن است که مرد نیز آزاد شود. وگرنه مرد نیز باسارت و بندگی تن دهد و سر تسلیم و اطاعت فروآورد بی آنکه خود بدان آگاهی داشته باشد. اینست حرف روشنایی.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 6:30 توسط م.ن. معرفت
|
|
|||||
|
|||||